اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «روابط زن و شوهر و تناقض های پنهان: هم زمان هم خوشبخت و هم سردرگم؟!/ سواد زندگي - 251» مطلع شوید، این گزارش مهمترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
پنجشنبه ها با پريسا - 290
در این مقاله، قرار نیست همان حرفهای تکراری را بخوانید یا بشنوید که تا به حال بارها خوانده یا شنیدهاید؛ مثلا: «زنها باید قدرتمندتر باشند» یا «مردها باید احساساتیتر شوند». بلکه میخواهیم ببینیم دنیا درباره "روابط زن و شوهر" چه چیزهای جدیدی کشف کرده است.

سواد زندگی؛ سواد عاطفی؛ مریم طرزی-هر بار که بحث روابط زن و شوهر به میان میآید، معمولاً در دام دو روایت تکراری گرفتار میشویم: یکی روایت بحران و فروپاشی نهاد خانواده، و دیگری روایت خطیِ خوشبختی، با تمام بالا و پایین اش!
اما از شما چه پنهان،واقعیت بسیار پیچیدهتر از این دوگانهسازی ساده است.
روابط زن و شوهر ؛ مسیرهایی که کمتر به آنها فکر کردهایم

در روابط زن و شوهر، به جای جنگیدن با تغییرات، میتوان با پذیرش احساسات متناقض و گفتگوی صادقانه، از سردرگمی به صمیمیت رسید.
فراتر از دو روایت تکراری درباره روابط زن و شوهر:
شاید شما هم این روزها حس کنید که روابط زن و شوهر دیگر شبیه گذشته نیست. اما آیا واقعاً این روابط در حال فروپاشی اند؟ یا شاید برعکس، در حال پوستاندازی و شکل گرفتن به سبکی تازه اند؟
نگاهی به یافته های پژوهشهای جدید نشان میدهد که حقیقت جایی در میان این دو روایت قرار دارد. نه آن الگوهای قدیمی که پدر و مادرهایمان تجربه کردند، کاملاً از بین رفته و نه یک مدل واحد و قطعی جایگزین آن شده است.
در عوض، آنچه میبینیم، نوعی «دستوپنجه نرمکردن با هویتهای تازه» در بستر زندگی مشترک است.
این تغییرات یکشبه رخ نداده؛ تحت تأثیر شرایط اقتصادی، تحولات فرهنگی و حتی سیاستگذاریهای اجتماعی به تدریج شکل گرفته است.
در این مقاله، قرار نیست همان حرفهای تکراری را بشنوید که تا به حال بارها شنیدهاید. نمیخواهیم بگوییم «زنها باید قدرتمندتر باشند» یا «مردها باید احساساتیتر شوند».
بلکه میخواهیم ببینیم دنیا درباره روابط زن و شوهر چه چیزهای جدیدی کشف کرده است.
بیایید ماجرا را از جایی شروع کنیم که شاید کمتر به آن فکر کردهایم؛ از مردانی که دیگر تنها نانآور خانه نیستند و باید با این تغییر بزرگ کنار بیایند.
نانآوری، مردانگی و سردرگمی؛ روایتی تازه از روابط زن و شوهر
در حین جستجو در صفحه های مختلف در باب روابط زن و شوهر پزوهش جالبی چشمم را گرفت ؛ مقاله ای با عنوان :مردان و چالش نانآوری مشترک در روابط زن و شوهر: روایتی از امارات:
این پژوهش به سراغ مردان رفته و نگاه آنها را به تغییر نقشهای سنتی در روابط زن و شوهر بررسی کرده است.
در امارات، دولت با سیاستهای حمایتی، اشتغال زنان را به عنوان بخشی از برنامه توسعه ملی ترویج کرده است. این یعنی زنان دیگر فقط در خانه نیستند و در کنار شوهران خود، نقش نانآوری را نیز بر عهده گرفتهاند.
طبیعی است که این تغییر، نقش سنتی مردان را به عنوان «نانآورِ انحصاری» در روابط زن و شوهر به چالش کشیده است.
اما واکنش مردان به این تغییر در روابط زن و شوهر چه بوده است؟
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که مردان اماراتی با احساسات متناقضی مواجه هستند.
از یک سو، بسیاری از آنها در ابتدا احساس میکنند که نقش سنتیشان در روابط زن و شوهر تضعیف شده و این برایشان ناخوشایند است.
از سوی دیگر، جامعه از آنها انتظار دارد که شوهرانی مدرن و حامی برابری در روابط زن و شوهر باشند.
مردانی که همسرانشان هم نانآور خانه میشوند، حس دوگانهای را تجربه میکنند: هم از موفقیت همسرشان خوشحالند و هم از دست دادن نقش سنتیشان دلگیر.
از ناامیدی به «غرور بیتأثر»
اما به جای تقابل، راهی تازه پیدا کردهاند؛ ناامیدی را به «غرور بیتأثر» تبدیل میکنند و همزیستی با تغییرات را انتخاب میکنند.
این یعنی در روابط زن و شوهر، به جای جنگیدن با تغییرات، میتوان با پذیرش احساسات متناقض و گفتگوی صادقانه، از سردرگمی به صمیمیت رسید.
اما ماجرا فقط به مردها ختم نمیشود. زنان امروز هم در کشاکش نقشهای تازه و قدیمی، داستان پیچیدهای دارند؛ داستانی که شاید برای خیلی از ما آشنا باشد.
نقاب مردانگی: وقتی زنان برای موفقیت، خودشان را پس میزنند
حالا برویم سراغ داستانی که شاید برای خیلی از ما آشنا باشد؛ داستان زنانی که برای موفقیت در کار و زندگی، ناچارند نقشهایی را بازی کنند که ذاتاً به آنها تعلق ندارد.
داستان زنانی که مجردند و تصمیم گرفتهاند خودشان کسبوکار راه بیندازند، با یک سوال بزرگ روبرو هستند: «چطور هم موفق باشیم، هم زن بمانیم؟»
چون در جوامعی که هنوز مردسالاری حرف اول را میزند، کارآفرینی یک کار مردانه حساب میشود.
یعنی انتظار دارند اگر زنی میخواهد مدیر یا رئیس باشد، باید مثل مردها رفتار کند؛ قاطع، بیاحساس، سلطهگر و حتی گاهی بیرحم.
این زنان برای بقا، چارهای جز این ندارند که «مردانگی» را مثل یک لباس یا نقاب موقت بپوشند. اما این نقاب، هویت واقعی آنها نیست؛ یک تاکتیک دفاعی است، نه یک انتخاب افتخارآمیز.
این ماجرا چه ربطی به روابط زن و شوهر دارد؟
شاید فکر کنید این داستان ربطی به زندگی مشترک شما ندارد، اما دقیقاً همینجاست که حرف تازه شنیده میشود.
چند بار دیدهاید یا خودتان تجربه کردهاید که در رابطهتان، یکی از طرفین نقاب به صورت میزند؟
مثلاً زنی که واقعاً دلش میخواهد ضعیف بودنش را نشان دهد، اما مجبور است قویتر از چیزی که هست ظاهر شود تا در تصمیمگیریهای خانواده حرفی برای گفتن داشته باشد.
یا مردی که دوست دارد احساساتش را بروز دهد، اما یاد گرفته که «مرد که گریه نمیکند» و نقاب بیاحساسی را به صورت میزند تا در چشم همسرش «ضعیف» به نظر نرسد.

نقابهای جنسیتی، فقط در محیط کار نیست؛ در خانه و روابط زن و شوهر هم جریان دارد.
خیلی از زن و شوهرها در خلوت خودشان هم نقاب به صورت دارند، چون سالهاست یاد گرفتهاند که برای بقا در ساختارهای سنتی، باید نقشهایی را بازی کنند که به آنها محول شده، حتی اگر با دلشان جور نباشد.
حالا اگر این نقابها و نقشهای تحمیلی، نسل بعد را هم درگیر کرده باشد، چه؟
شاید باید برویم سراغ نوجوانانی که قرار است فردا، روابط زن و شوهر را با دستهای خودشان بسازند. آیا آنها واقعاً از کلیشههای ما رها شدهاند؟
بچههای امروز، فردای روابط زن و شوهر؛ آیا واقعاً متفاوتاند؟
خیلیها فکر میکنند نسل جدید که بزرگ شود، همه کلیشههای قدیمی درباره روابط زن و شوهر را دور میریزد.
پسرهای امروزی دیگر مثل پدرشان فکر نمیکنند و دخترهای امروزی از مادرشان آزادترند.
اما پژوهشی در استرالیا نشان داده که قضیه به این سادگیها نیست.
حرف تازه: باورهایمان را بشناسیم، نه فرار کنیم
نسل جدید آنقدرها هم که فکر میکنیم، از کلیشهها رها نشده. ما ممکن است فکر کنیم بچههایمان با ذهنی بازتر بزرگ میشوند، اما اگر در خانه و جامعه همچنان همان الگوهای قدیمی را تکرار کنیم، باورهایشان تغییر چندانی نمیکند.
پس به جای اینکه فکر کنیم «نسل بعدی خودش درست میشود»، بهتر است از حالا به فکر باشیم.
هم در تربیت فرزندانمان و هم در روابط زن و شوهر خودمان، آگاهانهتر عمل کنیم. مثلاً:
در خانه، نقشهای جنسیتی را سختگیرانه تقسیم نکنیم؛ بچهها باید ببینند که پدر هم آشپزی میکند و مادر هم تصمیمگیری میکند.
در گفتگوهای روزمره، از کلیشههایی مثل «مرد که نباید گریه کنه» یا «زن باید حرفشنو باشه» استفاده نکنیم.
به پسرها یاد بدهیم که موفقیت همسرشان، شکست آنها نیست و به دخترها یاد بدهیم که استقلالشان، تهدیدی برای رابطه نیست.
حرف نو: دوسوگرایی عاطفی به جای تقابل در روابط زن و شوهر
نگاهی به روابط زن و شوهر در عصر جدید نشان می دهد که این روابط، نه در بحران اند و نه به سادگی به سمت برابری کامل حرکت میکنند.
آنچه این روزها در زندگی مشترک میبینیم، چیزی است به نام «دوسوگرایی عاطفی».
یعنی زن و شوهرها همزمان هم خوشحالند و هم سردرگم، هم به تغییرات امیدوارند و هم به نقشهای قدیمی دل بستهاند.
مردها باید هم نانآور سنتی باشند و هم شوهر مدرنی که از موفقیت همسرش خوشحال میشود.
زنها هم باید هم در کار و اجتماع موفق باشند و هم در خانه، تصویر همسر سنتی را حفظ کنند. این تناقضها، بخش جداییناپذیر زندگی مشترک امروز شده است.
دوسوگرایی، لزوماً چیز بدی نیست
اما نکته مهم این است که این دوسوگرایی، لزوماً چیز بدی نیست. پژوهشها نشان داده مردانی که با تغییر نقشهای سنتی روبرو شدهاند، به جای مقاومت، توانستهاند ناامیدیشان را به نوعی غرور تازه تبدیل کنند.
همچنین زنانی که برای موفقیت مجبور به پذیرش نقشهای مردانه شدهاند، نشان دادهاند که این نقابها را میتوان شناخت و کنار گذاشت.
همچنین نسل جدید، آنقدرها هم که فکر میکنیم از کلیشهها رها نشده؛ باورهای سنتی عمیقتر از آن هستند که با چند سال تحصیل مدرن از بین بروند.
پس به جای فرار از این تناقضها، بهتر است آنها را بپذیریم و با گفتگوی صادقانه، مسیر تازهای برای رابطهمان بسازیم.
با این نگاه، شاید وقت آن رسیده که از خودمان بپرسیم: در جهانی که مدام در حال تغییر است، چه الگویی از روابط زن و شوهر را برای خودمان و نسل بعد میخواهیم؟
نگاه به آینده در روابط زن و شوهر
در نهایت، روابط زن و شوهر امروز، دیگر فقط موضوع «برابری» یا «بحران» نیست.
مسئله اصلی، «معنایابیِ هویتها در جهانی است که هر روز تغییر میکند.»
ما در دورهای زندگی میکنیم که قالبهای قدیمی از کار افتاده، اما قالبهای جدید هنوز کامل شکل نگرفتهاند.
در این میان، بهترین کاری که زن و شوهرها میتوانند انجام دهند، این است که به جای جنگیدن با تغییرات یا چسبیدن به گذشته، آگاهانه مسیر خودشان را پیدا کنند.
با پذیرش احساسات متناقض، کنار گذاشتن نقابهای جنسیتی و گفتگوی بیپرده، میتوان از سردرگمی امروز، رابطهای صمیمیتر و واقعیتر ساخت.
شاید سوالی که باید از خودمان بپرسیم این باشد: در جهانی که مدام در حال تغییر است، چه الگویی از روابط زن و شوهر را برای خودمان و نسل بعد میخواهیم؟
منبع: مدرسه ي سواد زندگي - عصر ايران https://savadezendegi.com/?p=9963
----------------------------------
پوشه هاي مربوطه در آرشيو موضوعي وبلاگ شکوفه هاي نو:
------------------------------------------
11) Health بهداشت Hygiène
------------------------------------
http://hasanzadeh-mansour.blogfa.com/category/53
-------------------------------------
http://hasanzadeh-mansour.blogfa.com/category/55
----------------------------------------
http://hasanzadeh-mansour.blogfa.com/author/parisa
برچسب:
نویسنده: رادین نوری